همراز مهدي
موضوعات
امام زمان مهدی (عجل الله فرجه) (36) قائم آل محمد (33) گالری عکس تصویر فیلم (30) کنکور دانشگاه مهدی (26) مذهبی و معنوی (26) یا اباصالح المهدی (26) روانشناسی اسلامی (26) انتظار فرج و ظهور (25) فلسفه و عرفان لاهوتیان (23) فرهنگی اجتماعی (23) نماز قرآن سنت (22) سلام و صلوات (22) عشق و محبت (22) اخلاقی و سخنرانی (18) حدیث حکایت روایت (17) گل نرجس (17) دجال ملعون (17) آموزشی تحقیقاتی (14) مقاله پیام نامه بیانیه (14) کتاب علم فن آوری (13) عدالت انسانیت مسلمانیت (12) زندگی و خانواده (12) صبر و خویشتن دارى (12) شعر و شاعر (12) مشاوره عمومی نظرات (11) دانلود نرم افزار (9) شجاعت و شهامت (8) غدیر خم (8) سفیانی ملعون (6) اطلاعات و اخبار (6) نویسنده و داستان (6) مسئله پاسخ سوال جواب (6) دعا مناجات دلنوشته (6) ادب هنر طنز (5) شهید و دفاع مقدس (4) سیدحسنی خراسانی یمانی (4) سید عبدالعظیم حسنی (4) فروشگاه اینترنتی (2) جبهه جنگ ایثار شهادت (2) مذهبي و معنوي (2) الاسلام القرآن الکریم الشیعه اهل البیت علیهم السلام (2) آموزشي تحقيقاتي (2) مقاله پيام نامه بيانيه (2) حديث حكايت روايت (2) فلسفه و عرفان لاهوتيان (2) فرهنگي اجتماعي (2) يا اباصالح المهدي (1) روانشناسي اسلامي (1) نويسنده و داستان (1) عدالت انسانيت مسلمانيت (1) كتاب علم فن آوري (1) آدينه و متفرقه (1) Mahdism Doctrine Islamic (1) مرجع تقلید فتوی مجتهد (1) كنكور دانشگاه مهدي (1) امام زمان مهدي (عجل الله فرجه) (1) ورزشی و سیاحتی (1) پزشکی بهداشتی سلامت (1) گل گیاه طبیعت محیط زیست (0) سیاست پول اقتصاد (0) اینترنت رایانه کامپیوتر موبایل (0) سینما تئاتر نمایش (0) آدینه و متفرقه (0) بدون موضوع (49)
صفحه ها
همراز توجه : بیننده عزیز سلام علیکم برای اینکه از این وبلاگ دیدن میکنید سپاسگذارم لطفا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عجل الله)<1>ءالی<100>صلوات بفرستید که برای برآورده شدن حاجت هم خوب است. آثار نماز آثار نماز نخواندن ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله) 5 ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله) 4 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 3 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 2 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 1 مدح و منقبت سوّمين اختر فروزنده امامت و ولايت پنجره امام زمان علیه السلام چهل داستان و چهل حديث از امام حسين (ع) درخشش پنجمين نور ايزدى رمضان، منتخب از مفاتيح الجنان آيين رمضان مناسبتها، احکام، ادعيه و آداب ابوالأسود دوئلي شاعر ايمان و ولايت صداي سخن عشق، حماسه ديني در ادب پیک در وضو شریک نگیرید! قدمگاه کتاب ديگر قرآن! تكلیف عاشق ساعت به وقت شرعی دوازده! علم امام به رفتار ما روزه خواری اکیدا ممنوع! مهر من نثار تو آمنه بنت شريد رسم عاشق کشی اسلام چگونه گسترش يافت؟ فرهنگ ايراني چهار پناهگاه قرآنی تشيع و انديشه‌ شيعي2 تشيع و انديشه‌ شيعي سرز مین مقدس و خاندان آل اشعر خصوصی سازی و سیاست های کلی اصل 44
فيدها
ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 2

مثلا در خبر است که علت این که او را «قائم» نامیدند این است که: بعد از آن که یاد و ذکر او در میان مردم فراموش شد، و اکثر کسانى که قائل به امامت آن بزرگوار بودند مرتد شده و از دین خود بازگشتند، قیام مى کند و زمین را پر از عدل و داد مى نماید.

و «منتظر» نامیدند، زیرا آن قدر زمان غیبت او به طول مى انجامد که مخلصان انتظار او را بى صبرانه مى کشند، و اهل شک و تردید انکارش کنند، و منکران به استهزاء و مسخره اش دست مى زنند، و عجله کنندگان ناراضى بر قضاى الهى هلاک مى شوند،(1) و فقط آنان که تسلیم امر خدا و حجّت هاى بى همتاى اویند، از این گرداب هلاکت نجات مى یابند.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ «هلک المستعجلون»، روایات زیادى به هلاکت کسانى که در فرج عجله مى کنند خبر داده است، این عجله ممکن است به صورت نارضایتى از قضاى الهى باشد، که چرا پس آن حضرت ظهور نکرد و. . . .، و ممکن است این نارضایتى به اقدام عملى بیانجامد و با اعمال و رفتارى که از خود نشان مى دهند، به خیال خودشان زمان فرج را به جلو بکشانند.

فى غیبه قد نهیت تسمیته و هکذا قد رویت تکنیته «5»

نشان پنهان

حضرت امام جواد علیه السلام:

«یَغیبُ عَنْهُمْ شَخْصُهُ وَ یَحْرُمُ عَلَیْهِمْ تَسْمِیَتُهُ.»(1)

« شخص او از دید آنان پنهان مى گردد، و بردن نام او بر آنان حرام مى شود.»

نام اصلى امام زمان علیه السلام همان نام رسول گرامى صلى الله علیه و آله و کنیه او نیز مطابق کنیه آن حضرت است. اما اخبار و روایات زیادى آمده است که بردن نام اصلى آن حضرت در محافل و مجالس حرام است و حتى در بعضى از آن ها اشخاصى که از آن حضرت به این اسم در غیبت نام برند تعبیر به «کافر» و «ملعون» و امثال آن شده است،(2) و فقط شهرت آن حضرت به این نام و نشان، مربوط به زمان ظهور آن نور الهى است.

اما این که چرا در زمان غیبت این نام حضرت برده شود علت آن چندان روشن نیست، و هریک از علماء دین در این باره توجیهى و وجهى به عنوان حکمت نقل کرده اند، اما آن چه مورد نظر است این که آن امام

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحارالانوار ج 52 ص 283 حدیث 10.

2 ــ بحارالانوار ج 51 ص 31 باب النهى عن التسمیة.

غائب، مظهر اسماء خفى و باطنى خداوند عزّوجلّ مى باشند، و بسان خورشید در پس ابر، وجود مطهّرشان از انظار خلق پنهان است، و حتى نام آن عزیز نیز باید مخفى بماند.

نمى دانم این غیبت چیست؟ خودشان مخفى اند! جا و مکانشان مخفى است! زمان ظهورشان مخفى است!

آیا خداوند متعال این خفاء را وسیله حفظ و حراست آخرین گوهر ذخیره خویش قرار داده؟ یا سرّ دیگرى در این نشانِ پنهان است؟ این هم چیزى است که بر ما مخفى است، همه چیزشان مخفى است، پس بهتر آن است که ما نیز مُهر سکوت بر لب زنیم و فقط زیر لب چنین زمزمه کنیم:

« مُؤْمِنٌ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیَتِکُمْ وَ شاهِدِکُمْ وَ غائِبِکُمْ وَ اَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْ، وَ مُفَوِّضٌ فى ذلِکَ کُلِّه اِلَیْکُمْ.»

« من به سرّ (پنهان) و علانیه (آشکار) شما، و شاهد (حاضر) و غائب شما و اوّلین و آخرین شما ایمان دارم، و در این باره همه چیز را به شما وا مى گذارم.»

تا زمانى که هرگاه و هر مقدار که ایشان صلاح بدانند، ما را بر اسرار خویش محرم شمارند و نسبت به آن ها مطلع سازند. انشاء الله.

کان سَمیّاً و کَنیّاً للنبىّ و إنّ ذا لغیره لقد نُهى «6»

هم نام و هم کُنیّه پیامبر
(1)

حضرت رسول اکرم صلى الله علیه و آله:

«اَلْمَهْدِىُّ مِن وُلْدى، اِسْمُهُ اِسْمى و کُنْیَتُهُ کُنْیَتى.»(2)

«مهدى از فرزندان من نامش نام من و کنیه اش کنیه من است.»

او که ذخیره الهى براى تحقق بخشیدن به وعده هاى قرآن(3) و آرمان رسول الله صلى الله علیه و آله است، چه زیباست که نام نامى او به اسم سامى آن حضرت باشد.

نه تنها احیاگر کتاب و سنّت اوست، بلکه نام او را نیز زنده خواهد

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ در زبان فارسى فقط انسان را یک اسم هست و بس، اما در زبان عربى سه نوع نام گذارى دارند، یکى اسم و یکى لقب و دیگرى کنیه، اما لقب عبارت است از تعابیرى که حالت وضعى دارد و اشاره به یک خصوصیتى در فرد است، مثل لقب طاهر، که حاکى از پاکى اوست یا لقب امیرالمؤمنین و. . . .

اما کنیه برگرفته شده از کلمه کنایه است، که به جاى این که از خود شخص نام ببرند، او را با انتساب به پدر یا مادر مثل ابن الحسن یا ابن فاطمه، یا انتساب به پسر یا دختر او، مثل ابوالحسن ابوفاطمه، امّ حسین یا امّ فاطمه صدا مى کنند.

2 ــ بحار الانوار ج 51 ص 72 حدیث 16.

3 ــ مانند آیه 55 سوره نور: (وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات... )، و آیه 9 سوره صف (هو الذى أرسل رسوله بالهدى و دین الحقّ لیظهره على الدّین کلّه ولو کره المشرکون) که این دو آیه شریفه تفسیر به زمان حضرت ولى عصر (علیه السلام) شده است.

ساخت و بر سینه جاودانه تاریخ حک خواهد کرد، و تنها او شایسته است هم نام و هم کنیه پیامبر باشد، و براى دیگران روا نیست که این دو را با هم بر خویش بگذارند.

اگر چه این لباس فقط بر قامت آن عزیز جلوه نمائى مى کند که هم نام و هم کنیه آن رسول بزرگ الهى باشد، و تنها اوست که خیمه دین محمّدى را بر فراز گیتى بر پاى مى کند، اما تمام اجداد طاهرین ایشان براى تحقق این آرمان مقدس، سعى بلیغ و جهاد بى دریغ داشته اند و شاید به همین مطلب اشاره فرمود حضرت.... علیه السلام :

«اَوَّلُنا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنامَحَمَّدٌ وَ اَوْسَطُنا مُحَمَّدٌ وَ کُلُّنا مُحَمَّدٌ»(1)

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحار الانوار: ج 25 ص 363.

إذ کلّ مولود متى تولّدا فیها یصیر مؤمناً موحّداً «7»

میلادى پر برکت، مولودى سعادت بخش

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:

« اِنَّ الْلَّیلَةَ الَّتى یُولَدُ فیهَا الْقائِمُ عَلَیْهِ السَّلامُ، لا یُولَدْ فیها مَوْلُودٌ اِلاّ کان مُؤمِناً، وَإن وُلِدَ فى أرْضِ الشِّرکِ نَقَلَهُ اللهُ إلَى الاِْیمانِ بِبَرِکَةِ الاِْمامِ.»(1)

«هیچ مولودى در شب میلاد حضرت قائم علیه السلام به دنیا نمى آید، مگر آن که مؤمن خواهد بود، و اگر در سرزمین شرک نیز متولد شود خداوند او را به برکت امام علیه السلام به سوى ایمان خواهد کشاند.»

آن امام علیه السلام نور خداست، و نور با تاریکى سازگارى ندارد، در مکانى که نور باشد ظلمتى نیست و در آن زمان که نور پدید آید ظلمت و تاریکى محو مى گردد.

همزمانى میلاد هر مولود با میلاد آن امام همام علیه السلام مُهر سعادتى است بر پیشانى آن کودک، چرا که نور خداى از شعاع خورشید امامت بر پیکره وجودش مى درخشد و درخت ایمان را در سرزمین وجودش

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحار الانوار ج 51 ص 28.

مى نشاند، و اگر در آن شب نوزادى در دیار ظلمانى شرک پدیدار شود، امواج درخشنده نور امام علیه السلام او را به سوى کشتى نجات، رهنمون خواهد ساخت، و این از جمله اوّلین آثار و برکات این وجود افلاکى در سرزمین خاکى است که ایشان برکات بى شمار دارند و بى عدد.

«مَوالِیَّ لا اُحصى ثَنائَکُمْ وَ لا اَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ کُنْهَکُمْ.»(1)

ازجمله شب هائى که خداوند نظر خاصّه خود را بر بندگان مى افکند، و از سفره احسان خویش، بهرمندشان مى سازد، شب نیمه شعبان، هنگامه طلوع ستاره اى فروزان از مشرق دامان پاک حضرت نرجس علیها السلام است.

و آن شب، شب بسیار مبارکى است و حضرت امام باقر علیه السلام در باره آن فرمودند:

«آن شب بعد از شب قدر برترین شب هاست، خداوند در آن شب به بندگان خویش، فضل خود را عطا مى نماید، و آنان را به منّ و کرم خویش مى آمرزد، و شبى است که خداوند به ذات مقدس خود سوگند یاد فرموده که هیچ تقاضا کننده اى را دست خالى برنگرداند، مگر آن که معصیتى را از خدا سؤال کرده باشد، و شبى است که خداوند آن را براى ما قرار داده در مقابل شب قدر که آن را براى پیغمبر صلى الله علیه و آله قرار داده، پس کوشش کنید در دعا و ثنا براى خداى تعالى.»(2)

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.

2 ــ مفاتیح الجنان، اعمال شب نیمه شعبان.

بیت له مشرّف بالمجد و هى المسماة ببیت الحمد «8»

بیت الحمد، چراغ فروزان

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام:

«إنَّ لِصاحِبِ الاَْمْرِ بَیْتاً یُقالُ لَهُ بِیْتُ الْحَمْدِ، فیهِ سِراجٌ یَزْهَرُ مُنْذُ یَوْم وُلِدَ اِلى یَوْم یَقُومُ بِالسَّیْفِ لا یُطْفى.»(1)

«صاحب الامر علیه السلام را کاشانه اى است که بیت الحمدش گویند، از روز ولادت آن جناب در آن چراغى روشن و درخشان است و تا روزى که با شمشیر بپاخیزد خاموش نمى گردد.»

او ولى خدا و ولى امر الهى است، پس جایگاهى رفیع و خانه اى بلند مرتبه باید داشته باشد، آن هم خانه اى که به ستایش و حمد الهى نام گرفته و از همان خانه هائى است که حضرت حق عزّوجلّ از آن ها به تقدیس و تمجید یاد فرموده:

(فى بُیُوت اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ و یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ، یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الاْصالِ، رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللهِ)(2)

« در خانه هائى که خداوند اذن فرموده که بلند مرتبه باشند و نام مقدسش در آن ها برده شود، مردانى هستند که صبحگاهان و

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحارالانوار ج 52 ص 158 حدیث 21.

2 ــ سوره نور: 26 و 27.

شامگاهان تسبیح او مى گویند، و هیچ تجارت و خرید وفروشى آن ها را از ذکر خدا غافل نمى سازد.» و باید در این خانه نورى و چراغى درخشنده باشد، چرا که خانه نور خداست و نباید این نور هرگز خاموش گردد تا عالمیان بدانند که نور الهى خاموش نگردد، و حجت خداوند زایل نشود، و گذشت روزگاران متمادى از نورش نمى کاهد و دست دشمنان براى خاموش کردن آن کوتاه است.

( یُریدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللهِ بِافْواهِهِم وَ اللهُ مُتِمُّ نُورِه وَ لَو کَرِهَ الْکـافِـرُونَ)(1)

«آنان مى خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولى خداوند نور خود را کامل مى کند، هرچند کافران خوش نداشته باشند.»

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ سوره صف: 8.

علامة فى ظهره معیّنة لمن یرى ظاهرة مبیّنة «9»

علامتى بر پشت !؟

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام :

«بِظَهْرِه شامَتان، شامَةٌ عَلى لَوْنِ جِلْدِه، وَ شامَةٌ عَلى شـامَـةِ النَّـِبـیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه.»(1)

«بر پشت او (امام زمان علیه السلام) دو علامت است، یکى از آن ها همرنگ پوستشان و دیگرى مانند علامت (شانه) پیامبر صلى الله علیه و آله است.»

بر شانه مطهر نبوى صلى الله علیه و آله علامتى بود که حکایت از ختم نبوت به وجود پاک آن رسول اعظم صلى الله علیه و آله مى نمود، و آن حضرت به آن شناسائى مى شد،(2) و بر پشت شانه آخرین یادگار او حضرت مهدى علیه السلام نیز چنین علامتى است که با آن شناخته مى شود.

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحار الانوار ج 51 ص 25 حدیث 4.

2 ــ انبیاء گذشته یکى پس از دیگرى، آمدن پیامبرى را در آخر الزمان بشارت داده بودند که نبوت به او خاتمه مى یابد و دین او ناسخ همه ادیان الهى است، و براى او علائمى برشمرده بودند تا مردم او را بشناسند و به او ایمان آورند، از جمله این علائم همین مهر بود که بر شانه مبارک ایشان نقش بسته بود. و در روایت است که: « یعرفونه کما یعرفون ابناءهم» آنها (با این اوصاف) او را مى شناختند، همان طور که فرزندان خود را مى شناختند.

آرى وقتى او آیینه تمام نماى رسول الله صلى الله علیه و آله است، و اسم و رسم او را با خود دارد، و سیماى محمّدى صلى الله علیه و آله در چهره منوّرش هویداست، در علامت نیز باید که شبیه آن سفیر الهى باشد، و شاید آن علامت; علامت ختم وصایت است.

أنّ به تختم الأوصیاء و هذه مرتبة عُلیآء «10»

آخرینِ اوصیاء و ختم وصایت

حضرت بقیّة الله عجل الله تعالى فرجه:

«.....اَنَا خاتَمُ الاَْوْصِیاءِ وَبى یَدْفَعُ اللهُ الْبَلاءَ عَنْ اَهْلى وَشیعَتى.»(1)

«من پایان دهنده اوصیایم و به واسطه من خداوند از اهل و شیعیانم بلا را مى گرداند.»

او آرمان همه انبیاء و اوصیاست، و کامل کننده اهداف مقدس ایشان است، او رکن شدیدى است که حضرت لوط على نبینا و آله و علیه السلام وقتى از ستم قوم خویش به تنگ آمد آرزویش نمود:

(لَو اَنَّ لى بِکُمْ قُوَّةٌ اَوْ آوْى اِلى رُکْن شَدید)(2)

او امید داود و وعده نوشته شده زبور است:

( وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ، اِنَّ الاَْرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ)(3)

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 30 حدیث 25.

2 ــ سوره هود: 80. یعنى: اى کاش در برابر شما قدرتى داشتم یا تکیه گاه و پشتیبان محکمى، (آن گاه مى دانستم با شما زشت سیرتان دد منش چه کنم) که این پشتیبان محکم در روایات تفسیر به وجود امام عصر (علیه السلام) شده است.

3 ــ سوره انبیاء: 105.

« در زبور بعد از ذکر نوشتیم که بندگان شایسته ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.»(1)

و تحقق بخش اهداف بلند سفیران الهى است، عصاره علوم اوّلین و آخرین و شاه میوه درخت پاک هداست است.

چنانچه شاهراه نبوت و رسالت به کوى جدّ اطهرش رسول الله صلى الله علیه و آله پایان یافت، و مدال (خاتم النبیّین)(2) بر سینه اش آویخته شد، قافله وصایت نیز بر آستان مقدس حضرت ولى عصر علیه السلام رحل اقامت خواهدافکند، وصایت همه اوصیاء به او ختم و کامل خواهد شد.

« آن چه خوبان همه دارند تو تنها دارى.»

و خیمه دین مبین اسلام به دست او بر سر تمام ادیان و مذاهب سایه گستر خواهد شد که این وعده الهى است:

(هُو الَّذی اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّه وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ)(3)

«اوکسى است که رسول خویش را به هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه ادیان غالب سازد هرچند مشرکان کراهت داشته باشند.»

آرى او ختم اوصیاست و چه نیکو ختامى است;

(خِتامُهُ مِسْک وَ فى ذلِکَ فَلیَتَنافَس الْمُتَنافِسُون)(4)

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ او وعده حضرت موسى (علیه السلام) به صابران بنى اسرائیل است: (و قال مُوسى لِقَومِه اِسْتَعینُوا باللهِ وَ اصْبِرُوا، إنَّ الأرْضَ للهِِ یُوِرثُها مَن یَشاء مِن عِبادِه و اْلعاقِبَةُ لِلِمُتَّقینَ)

2 ــ سوره احزاب: 40.

3 ــ سوره توبه: 33.

4 ــ سوره مطفّفین: 26.

فرقته عن صحبة الفجار و اُنسه مع کمّل الأخیار «11»

همدم با نیکویان کامل

حضرت امام رضا علیه السلام:

« سَیُونِسُ اللهُ به ( خِضْر ) وَحْشَةَ قائِمِنا (علیه السلام) فى غِیْبَتِه وَ یَصِلُ بِه وَحْدَتَهُ.»(1)

« بزودى خداوند حضرت خضر را مونس وحشت قائم ما علیه السلام قرار خواهد داد و تنهائى او را بر طرف خواهد کرد.»

در طول تاریخ همیشه اهل کفر و باطل به پیکار اهل ایمان و حقّ پرداخته اند، و شیاطین در مسیر هدایت، سنگ انداخته اند.

بعد از رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله خلفاى کفر و الحاد یکى پس از دیگرى در مقابل ائمّه هُدى علیهم السلام قرار گرفتند، و هریک به نحوى این اولیاء الهى را به شهادت رسانیدند.

نوبت به اولیاء که رسید آسمان طپید زان ضربتى که بر سرشیر خدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش اهل ستم به پهلوى خیر النساء زدند

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 152 حدیث 3.

پس آتشى ز اخگر الماس ریزه ها افروختند و بر جگر مجتبى زدند

پس آن سرادقى که ملک نیست محرمش کندند از مدینه و در کربلا زدند

و همین گونه یک یک ائمه دین را بعد از اذیّت بسیار، به زهر یا سمّ به شهادت رساندند.

امّا از آن جا که مشیّت الهى بر آن تعلّق گرفت که حجت بالغه الهى به دور از دولت فاسقین و ظالمین گذران عمر شریف نماید، و یکه و تنها ساکن صحراها و بیابان ها و نقاط اقصى باشد، و یا در شهرها به دور از دسترس مردم تردد نماید و از انظار خلق غایب و مستور باشد، خداوند، مردمان کامل و برترین نیکویان خلق خود را به خلوتگاه انس او خواهد فرستاد تا هم دم و هم راه و مونس تنهائى او باشند و از آن جمله است حضرت خضر نبى على نبیّنا و آله و علیه السلام.

در بعضى از روایات چنین آمده که سى نفر از نیک سیرتان و خوبان کامل، اُنس تنهائى یگانه باقیمانده حضرت زهرایند سلام الله علیها(1).

(فَطُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآب)(2)

خوشا پروانگان گرد رویت خوشا پرپر زنان دور کویت

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحار الانوار ج 52 ص 153 و 157 حدیث 20.

2 ــ یعنى: پاکیزه ترین زندگى دارند و بهترین فرجام ها. سوره رعد: 29.

أن بیعة للفاجرین الفسقة من أحد فلم تذلّ عنقه «12»

در قلمرو فرمان هیچ کس نیست

حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام:

« اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَخْفى وِلادَتَهُ وَ یَغیبُ شَخْصَهُ لِئَلاّ یَکُونَ لاَِحَد فى عُنُقِه بَیْعَةٌ اِذا خَرَجَ.»(1)

« خداوند عزّوجلّ میلادش را مخفى و وجود مقدسش را در پس پرده غیبت نگه داشت تا هنگام قیامش بیعت هیچکس در گردنش نباشد.»

هنگامى که مردم حضرت سید الشهدا علیه السلام را تنها گذاشتند و طاغیان و یاغیان و باغیان را بر سر خویش حاکم و مسلّط ساختند، و از اوج عزّت به پرتگاه ذلّت افتاده، تن به خوارى و خفت دادند و به جاى آل الله علیهم السلام دست انتخاب به سوى شیاطین دراز کردند(2)، و دست پاک

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ الإمام المهدى ص 89، و بحار الانوار ج 51 ص 132 حدیث 1.

2 ــ شکى در این نیست که بیعت با پیغمبر و امام، لازم و شرط ایمان است، و در حقیقت بیعت با خداوند مى باشد (الّذین یبایعونک انّما یبایعون الله).

اما بیعت با غیر معصوم: اگر به طور خاص از طرف امام معصوم نصب شده و به فرمان امام باشد، بیعت با او واجب است، چون بیعت با او، بیعت با امام است، و گر نه بیعت با او جایز نیست، خواه دعوت او به سوى خودش باشد، خواه به عنوان نیابت و وکالت از امام.

جهت اطلاع بیشتر به کتاب مکیال المکارم باب 8 فصل 34 و یا ترجمه آن مراجعه شود.

معصوم علیه السلام را کنار زده و دست آلوده غیر معصوم را به بیعت فشردند، درخت کفر و نفاق بالا گرفت و از جمله ثمرات شوم آن، خانه نشین شدن ائمه هُدى علیهم السلام گردید، و آن بزرگواران مجبور شدند به خاطر حفظ دین خدا و حراست و نگه دارى خون خود و شیعیانشان به طور تقیّه در تحت فرمان حکومت جائران زندگى نمایند، و تحت بیعت و فرمانروائى آن ها باشند(1)، ولى چون قلم تقدیر پروردگار چنین نگاشته بود که آخرین حجت الهى، دست انتقام حقتعالى باشد و حکم خداوندى را بر تمام گیتى سیطره دهد و نه تنها تحت فرمان هیچ دولتى نباشد، بلکه همه را تحت فرمان کشد، از این جهت ولادت و دوران زندگى آن حضرت از منظر چشم مردمان مخفى شد تا بیعت هیچ پادشاه و حکومتى را در گردن نداشته باشد، و چون قیام نماید حکم احدى بر او روا نباشد، بلکه در آن روز تنها حکم و ملک از آن خداوند قادر قهار خواهد بود;

( لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ، للهِِ الْواحِدِ الْقَهّارِ )(2)

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ بحار الانوار ج 51 ص 132 حدیث 1.

2 ــ یعنى: حکومت امروز براى کیست؟ براى خداوند یکتاى قهار است. سوره غافر: 16.

فى سنّه اذا یبین فینا بین الثلاثین و اربعینا «13»

جوانى بعد از سال هاى طولانى!

حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام:

«لَوْ قامَ الْمَهْدِىُّ لاََنکَرَهُ النّاسُ، لاَِنَّهُ یَرْجِعُ اِلَیْهِم شابّاً وَ هُمْ یَحْسَبُونَهُ شَیْخاً کَبیراً.»(1)

«چون حضرت مهدى علیه السلام قیام نماید، مردم او را انکار کنند، زیرا او را پیرى بزرگ سال مى پندارند، ولى او به صورت جوان به سوى آن ها بر مى گردد.»

از ویژگى هاى گل نرجس علیها السلام این که مرور ایّام و گذران شب ها بر جسم مطهّرش اثر نمى گذارد، او امام «عصر» و «زمان» است پیش از زمان و پیشواى زمان است، و بر زمین و زمان احاطه کامل و تسلط شامل دارد. برتر از زمان و فراتر از مکان است، بلکه به وجود آن حضرت، آسمان و زمین و گردش ایام و لیالى، استوار و برقرار است.

«بِوُجُودِه ثَبَتَتِ الاَْرْضُ وَ السَّماءُ.»(2)

آسمان و زمین و لیل و نهار به ولایش چنین گرفته قرار

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ منتخب الاثر، ص 258.

2 ــ به یمن وجودش زمین و آسمان استوار مانده است.

پس اگر اراده آن جناب که همان مشیت پاک الهى است بر آن تعلق گیرد که گذران زمان در وجود مسعود او اثر نگذارد، باید که زمانه، اسلحه خویش را زمین بگذارد و سر تسلیم بر آستان حضرتش فرود آرد که اطاعت امام علیه السلام بر همه چیز و همه کس به وجوب تکوینى و تشریعى واجب است.

و بدین جهت آن عزیز با عمرى طولانى اما سیماى جوان و نورانى و در چهره اى چهل ساله یا کمتر ظاهر خواهند شد، و به همین خاطر بسیارى از مردم، حضرتش را انکار مى کنند، زیرا بعد از گذشتن زمانى طولانى او را پیرى سالخورده مى پندارند و در شمار جوانانش نمى انگارند، و این نیز بحر امتحانى است که جز مؤمنین توان عبور از آن را ندارند.(1)

ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ــ «لو قد خرج القائمعلیه السلام بعد أن أنکره کثیر من الناس، یرجع شاباً موفّقاً، فلا یثبت علیه إلاّ کلّ مؤمن» بحار الانوار ج 52 ص 319 حدیث 20.

سلطانه یحیط فى الأقطار و حکمه ینفذ فى الأمصار


برچسب ها :
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 593580
تعداد نوشته ها : 273
تعداد نظرات : 14
پخش زنده
X