همراز مهدي
موضوعات
امام زمان مهدی (عجل الله فرجه) (36) قائم آل محمد (33) گالری عکس تصویر فیلم (30) کنکور دانشگاه مهدی (26) مذهبی و معنوی (26) یا اباصالح المهدی (26) روانشناسی اسلامی (26) انتظار فرج و ظهور (25) فلسفه و عرفان لاهوتیان (23) فرهنگی اجتماعی (23) نماز قرآن سنت (22) سلام و صلوات (22) عشق و محبت (22) اخلاقی و سخنرانی (18) حدیث حکایت روایت (17) گل نرجس (17) دجال ملعون (17) آموزشی تحقیقاتی (14) مقاله پیام نامه بیانیه (14) کتاب علم فن آوری (13) عدالت انسانیت مسلمانیت (12) زندگی و خانواده (12) صبر و خویشتن دارى (12) شعر و شاعر (12) مشاوره عمومی نظرات (11) دانلود نرم افزار (9) شجاعت و شهامت (8) غدیر خم (8) سفیانی ملعون (6) اطلاعات و اخبار (6) نویسنده و داستان (6) مسئله پاسخ سوال جواب (6) دعا مناجات دلنوشته (6) ادب هنر طنز (5) شهید و دفاع مقدس (4) سیدحسنی خراسانی یمانی (4) سید عبدالعظیم حسنی (4) فروشگاه اینترنتی (2) جبهه جنگ ایثار شهادت (2) مذهبي و معنوي (2) الاسلام القرآن الکریم الشیعه اهل البیت علیهم السلام (2) آموزشي تحقيقاتي (2) مقاله پيام نامه بيانيه (2) حديث حكايت روايت (2) فلسفه و عرفان لاهوتيان (2) فرهنگي اجتماعي (2) يا اباصالح المهدي (1) روانشناسي اسلامي (1) نويسنده و داستان (1) عدالت انسانيت مسلمانيت (1) كتاب علم فن آوري (1) آدينه و متفرقه (1) Mahdism Doctrine Islamic (1) مرجع تقلید فتوی مجتهد (1) كنكور دانشگاه مهدي (1) امام زمان مهدي (عجل الله فرجه) (1) ورزشی و سیاحتی (1) پزشکی بهداشتی سلامت (1) گل گیاه طبیعت محیط زیست (0) سیاست پول اقتصاد (0) اینترنت رایانه کامپیوتر موبایل (0) سینما تئاتر نمایش (0) آدینه و متفرقه (0) بدون موضوع (49)
صفحه ها
همراز توجه : بیننده عزیز سلام علیکم برای اینکه از این وبلاگ دیدن میکنید سپاسگذارم لطفا برای تعجیل در فرج آقا امام زمان (عجل الله)<1>ءالی<100>صلوات بفرستید که برای برآورده شدن حاجت هم خوب است. آثار نماز آثار نماز نخواندن ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله) 5 ويژگي هاي حضرت مهدي (عجل الله) 4 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 3 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 2 ويژگي هاي حضرت مهدي عليه السلام 1 مدح و منقبت سوّمين اختر فروزنده امامت و ولايت پنجره امام زمان علیه السلام چهل داستان و چهل حديث از امام حسين (ع) درخشش پنجمين نور ايزدى رمضان، منتخب از مفاتيح الجنان آيين رمضان مناسبتها، احکام، ادعيه و آداب ابوالأسود دوئلي شاعر ايمان و ولايت صداي سخن عشق، حماسه ديني در ادب پیک در وضو شریک نگیرید! قدمگاه کتاب ديگر قرآن! تكلیف عاشق ساعت به وقت شرعی دوازده! علم امام به رفتار ما روزه خواری اکیدا ممنوع! مهر من نثار تو آمنه بنت شريد رسم عاشق کشی اسلام چگونه گسترش يافت؟ فرهنگ ايراني چهار پناهگاه قرآنی تشيع و انديشه‌ شيعي2 تشيع و انديشه‌ شيعي سرز مین مقدس و خاندان آل اشعر خصوصی سازی و سیاست های کلی اصل 44
فيدها
تحقيق در مورد وقف در قرآن و اسلام

وقف و صدقه جاري در اسلام آن قدر مهم است كه اهل بيت عصمت و طهارت در اين جهت نيز اسوه ديگران بوده و هستند و رهنمود آن ذوات قدسي در اهتمام به وقف آن است كه اين صدقه جاري را همتاي مصحف علمي و ولد صالح قرار داده و آن را در رديف ميراث ماندگار و فخر آور مي‏دانند.

 

وقف


وقف در زبان فارسي به معناي ايستادن، توقف، حبس كردن،منحصر كردن چيزي به كسي است درماده 55 قانون مدني آمده: وقف عبارت است از اين كه عين مال حبس و منافع آن تسليم شود. منظور از حبس نمودن عين مال نگاه داشتن عين مال از نقل و انتقال و هم چنين از تصرفاتي است كه موجب تلف عين گردد، زيرا مقصود ازوقف،انتفاع هميشگي موقوف عليهم، از مال موقوفه است و بدين جهت هم آن را وقف گفته اند. منظور از سبيل منافع، واگذاري منافع در راه خداوند، و امور خيريه و اجتماعي است. از نظر فقها نيز حبس عين ملك و بخشيدن منفعت آن (حبس العين – تسبيل المنفعه) وقف است.

 

موقوف عليهم

 

به فرد يا افرادي اطلاق مي شود كه اموال موقوفه را در راستاي تامين منافع ايشان وقف مي شود.



واقف

 

كسي است كه عمل وقف را انجام مي دهد.


(مقاله قرآني 1) در قرآن سوره و يا آيه‌اي در مورد خصوص وقف و امثال آن نيامده است، بلكه به صورت كلي آياتي درباره انفاق داريم كه شامل وقف و صدقات جاريه نيز مي‌شود كه به نمونه‌هاي اشاره مي‌شود:
1. لن تنالوا البرّ حتّي تنفقُوا مما تحبّون(1) هرگز به (حقيقت) نيكوكاري نمي‌رسيد مگر اين كه از آنچه دوست مي‌داريد (در راه خدا) انفاق كنيد، و آنچه انفاق مي‌كنيد، خداوند از آن آگاه است. اين آيه شامل انفاقي كه به طريق وقف و صدقة جاريه مي‌باشد نيز مي‌شود.
2. و ما تقدّموا لانفسكم من خيرٍ تجدوهُ عندالله هو خيراً و اعظمَ اجراً(2) آن چه را از كارهاي نيك براي خود از پيش مي فرستيد نزد خدا به بهترين وجه و بزرگترين پاداش خواهد يافت، و از خدا آمرزش بطلبيد. عموميت آية فوق نيز وقف را شامل مي‌شود.
3. و اتي المال علي حبّه ذوي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل و السائلين و في الرقاب(3) نيكي آن است... و مال (خود) را با همه علاقه‌اي كه به آن دارد، ‌به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه‌ماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق مي‌كند.
اين آيه هم با عموميتش شامل وقف مي‌شود، و به همين دليل علماء از جمله فاضل مقداد به آيات فوق براي وقف استدلال نموده است.(4)
مصاديق متعددي براي وقف وجود دارد كه گاهي مصداق خاص وقف بدون نام بردن وقف، در قرآن بيان شده است، مانند آياتي كه مربوط به مسجد مي‌باشد،‌ و روشن است كه از بارزترين مصداق وقف مسجد است، دربارة مسجد گاهي مي‌فرمايد: مسجدي كه بر اساس تقوا بنا شده بهتر است،(5) و در آية ديگر مي‌فرمايد: مسجد را كساني تعمير (و مي‌سازد) كه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشد.(6)
و آياتي كه دستور به اخذ زينت براي مسجد نموده و منهدم كنندگان مسجد را سرزنش نموده است.(7)
ولي در روايات مسأله وقف به صورت روشن بيان شده است. از جمله پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: اذا مات الانسان انقطع عمله الا من ثلاث علم ينتفع به او صدقه تجري له او يدعوله. وقتي انسان از دنيا رفت عملش قطع مي‌شود مگر از سه چيز: 1. علمي كه از آن بهره برده مي‌شود. 2. صدقه جاريه (و وقف مالي) كه براي او به جا مانده است. 3. و فرزند صالحي كه براي او به جا مانده است.


(مقاله قرآني 2) وقف در آيات قرآن كريم

در قرآن آيه اي كه بر وقف و احكام آن صريحا دلالت كند، وجود ندارد. ولي دانشمندان مسلمان و مفسران قرآن كريم از كليت برخي مفاهيم اخلاقي كه در قرآن ذكر شده است، چنين دريافته اند كه وقف مورد تاييد قرآن كريم است. چرا كه اعمال خير و صالح همواره در آيات اين كتاب شريف و نوراني ستوده شده وبه طور عموم هر آنچه كه بر انجام كارهاي نيكو و تشويق بدان دلالت داشته باشد، بر وقف نيز دلالت مي كند. به تعبير ديگر مي توان گفت كه روح وقف مورد تاييد قرآن كريم قرار گرفته است.
در نهايت مواردي از اعمال صالح، مانند صدقه، قرض الحسنه،تعاون، انفاق، محبت و كمك به همنوعان و.... ذكر شده و به نوعي با روح وقف سازگاري دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود:
الف: آياتي كه انسان را به عمل صالح ترغيب و توصيه نموده و مي دانيم وقف كردن نيز نوعي كار خير و عملي خدا پسندانه است:
1. «و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم»(آل عمران/ 57)
[و اما كساني كه ايمان آورده اند و كارهاي شايسته كرده اند، (خداوند) مزدشان را به تمامي به آنها مي دهد.]
در اين آيه، «ايمان و عمل صالح» دو عامل مهم براي استحقاق پاداش دانسته شده است. ايمان، مقتضاي اوليه و فطري انسانها است و بايد با عمل صالح،ثبوت آن به نمايش گذاشته شود. صالحات در آيه ي مذكور مي تواند بر هر عمل شايسته اي – از جمله وقف – دلالت كند.
2. «المال و البنون زينه الحيوه الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربك ثوابا و خير أملا»(كهف/ 46)
[مال و فرزندان آرايش زندگاني جهان اند ولكن، اعمال صالح كه تا قيامت باقي است، نزد پرودگار بسي بهتر و عاقبت آن نيكوتر است.]
در آيه ي مذكور، باقيات صالحات مي تواند شامل: نماز، تهجد، ذكر خدا و صدقات جاري هم چون بناي مساجد، مدارس و موقوفات و خيرات در راه خدا باشد.
كه بدين ترتيب بايد گفت: وقف مصداق بارز باقيات صالحات است.
ب: آيه هايي كه به تاليف قلوب و جلب محبت ديگران دلالت دارد و چون يكي از مصارف در آمدهاي وقف در جهت تحكيم و تثبيت روح همبستگي و محبت بوده و در عين حال احساني است عاري از منت، و اقدامي است كه در بسياري از موارد، استفاده كننده از منافع وقف، واقف را ملاقات نكرده وچه بسا او را نمي شناسد، ولي از نتيجه لطف او بهره مند مي شود، در نهايت تاثير اين عمل خدا پسندانه به مراتب عميق تر و ماندني تر خواهد بود:
1. «انما الصدقات للفقراء و المساكين و العاملين عليها و المولفه قلوبهم و في الرقاب و الغارمين و في سبيل الله وابن السبيل» (توبه/ 60)
[صدقات منحصرا مختص است به: فقيران و عاجزان ومتصديان اداره صدقات وكساني كه بايد تاليف قلوب آنها كرد و آزادي بندگان و قرض داران و در راه خدا (راه تبليغ و ترويج دين خدا) و به راه ماندگان.]
ج: آياتي كه مردم را به روح تعاون،احسان و برادري دعوت نموده است، مانند:
1. «تعاونوا علي البر و التقوي و لا تعاونوا علي الاثم و العدوان»(مائده / 2)
[بر نيكي و تقوي همكاري كنيد وبر گناه و دشمني همكاري نكنيد.]
2. «ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي»(نحل/ 90)
[يقينا خداوند به عدل و احسان وبخشش به نزديكان دستور مي دهد.]
د: آياتي كه وقف را از طريق تقرب الهي معرفي مي كند،مثل:
1. «لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون»(آل عمران/ 92)
[هرگز به مقام بر و نيكي نخواهيد رسيد مگر اين كه از آنچه كه دوست داريد، انفاق كنيد.]
بدون شك براي انفاق،راههاي گوناگوني وجود دارد كه وقف يكي از مهم ترين مصاديق ان مي باشد. در ضمن نيل به مقام ابرار ومقربين نيازمند انفاق از چيزهايي است كه محبوب انسان است و معمولا دل كندن از آنها كاري بس دشوار به نظر مي رسد به ويژه در وقف كه موقوفه از ملكيت واقف خارج شده و به مالك حقيقي يعني خداوند متعال واگذار مي گردد.
2. «ليس البر ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من امن بالله و اليوم الاخر والملائكه و الكتاب و النبيين و اتي المال علي حبه ذوي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل....»(بقره/ 177)
[نيكوكاري آن نيست كه روي خود را به سوي مشرق و مغرب بگردانيد،بلكه نيكي آن است كه كسي به خداوند و روز باز پسين و فرشتگان و كتاب (آسماني) و پيامبران ايمان آورد ومال خود را با وجود دوست داشتنش، به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان ودر راه ماندگان و....بدهد]
هنگام تعريف نيكي، خداوند به معرفي نيكان مي پردازد تامردم تنها به فراگيري مفاهيم بسنده نكنند. البته بايد دانست كه ريشه نيكي و نيكوكاري در اعتقاد و ايمان نهفته است.پس از اعتقاد و ايمان به اصول دين، خداوند به بيان اعمال صالح مي پردازد و از بخشش مال شروع مي كند و اين بخشش نشان از عمق ايمان به مبدأ ومعاد دارد،زيرا از آنچه به آن محبت دارد در راه خدا مي دهد.
بدون شك وقف اموال نيز مي تواند مصداق روشني براي بر و نيكي به شمار آيد.
و آيات فراوان ديگري كه نقطه مشترك تمامي آنها بيان محبوبيت و مطلوبيت عمل وقف و شخص واقف در بارگاه الهي است. در حقيقت وقف،خروج مال از ملكيت مجازي انسان و پيوستن به ملكيت حقيقي خالق متعال است.
دو نكته مهم ديگر از آيات مذكور استنباط مي شود:
الف: در آيات مذكور موارد استعمال وقف به خوبي تبيين شده است تا واقف آگاه گردد كه مال خود را بايد در چه راههايي به مصرف برساند.
ب: يكي از مهم ترين شرايط مال وقفي براي آن كه در درگاه الهي مقبول افتد،اين است كه بايد از اموال دوست داشتني واقف انتخاب شود و همين نكته مي تواند بيانگر ايمان و عقيده واقعي واقف به خدا و روز جزا باشد.
موقوفات پيامبر اسلام و اهل بيت

پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) و ائمه (عليهم السلام) گذشته از اين كه به فقرا،ضعفا،مستمندان وقشرهاي محروم اجتماع كمك مي كردند،آيندگان را نيز فراموش نمي كردند وبا به جا گذاشتن صدقات و موقوفات زيادي از املاك وزمينها و اموال خويش،سنت حسنه وقف را پايه ريزي كردند. يكي از فصول درخشان زندگاني اين پيشوايان بزرگ،اقدامات آنان در زمينه وقف است كه هم مردم را به وقف تشويق مي كردندو هم شخصا املاك وداراييهاي ارزنده اي را وقف مي كردند.


احاديث در مورد وقف


امام صادق(عليه السلام) فرمود:
هر كس از اين جهان درگذرد پس از مرگ، چيزي به او نمي رسد جز اين كه پيش تر سه چيز از خود باقي گذاشته باشد:
1. كار نيكي كه اثرش پس از او باقي باشد؛
2. سنت حسنه اي كه در ميان مردم رواج داده باشد و بعد از او مردم به آن روش عمل كنند؛
3. فرزند صالحي كه براي او دعا كند.(الترغيب و الترهيب / ج1/ ص100 و 118/ وسائل الشيعه / ج13/ ص292/ كتاب الوقف/ حديث 1و2 / ص293/ حديث 3و4وص294/ حديث 10 / ج11/ص 437/ حديث 6و امالي صدوق / ص38 /حديث 7/ مجلس 9.)
در حديث ديگري از آن حضرت نقل شده كه فرمود:
شش چيز است كه شخص مومن پس از مرگش از آن بهره مند خواهد شد:
1. فرزند صالحي كه براي او طلب آمرزش كند؛
2. قرآني كه از او باشد و مورد استفاده قرار گيرد؛
3. درختي كه مي نشاند؛
4. چاه آبي كه احداث مي نمايد؛
5. چشمه آبي كه در راه خدا جاري مي كند؛
6. سنت و روش نيكي كه پس از او مردم به آن عمل مي كنند.(قال ابوعبدالله (عليه السلام): سته تلحق المومن بعد موته: ولد يستغفر له، و مصحف يخلفه وغرس يغرسه، و قليب يحفره، و صدقه يجريها و سنه يوخذ بها من بعده/ وسائل الشيعه / همان/ ص 293/ حديث 5/ ومن لا يحضره الفقيه / ج4/ ص182/ باب الوقف و الصدقه/ حديث 637).



پاورقي:

1. آل عمران:92.
2. مزمل:20.
3. بقره:177.
4. مقداد، جمال الدين، كنز العرفان، تهران، مكتبه المرتضويه، 1385، ج 2، ص 113.
5. بقره.:108.
6. توبه:18.
7. حج:22.

برچسب ها :
مناجات با خدا توکلت علی الله یا صاحب الزمان ادرکنی

مناجات با خدا توکلت علی الله یا صاحب الزمان ادرکنی

بارالها!

در پیشگاه تو ایستاده ام،

و دستهایم را بسوى تو بلند کرده ام،

آگاهم که در بندگى ات کوتاهى نموده و در فرمانبرى ات سستى کرده ام،

اگر راه حیا را مى پیمودم از خواستن و دعا کردن مى ترسیدم...

ولى … پروردگارم!

آن گاه که شنیدم گناهکاران را به درگاهت فرا مى خوانى ،

و آنان را به بخشش نیکو و ثواب وعده مى دهى ،

... براى پیروى ندایت آمدم،

و به مهربانى هاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم.

و به وسیله پیامبرت که او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشیدى ،

و به وسیله برترین زن،

و به فرزندانش، که پیشوایان و جانشینان اویند،

و به تمامى فرشتگانى که به وسیله اینان به تو روى مى کنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را که خاصان درگاه تواند، وسیله قرار مى دهند، به تو روى مى آورم.

... پس بر ایشان درود فرست،

و مرا از دلهره ملاقاتت درامان دار،

و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده،

پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مى شود قرار دادم

اگر با این همه، خواسته ام را رد کنى ، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مى گردد،

همچون مالکى که از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده،

و آقایى که از بنده اش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مى زند.

واى بر من اگر رحمت گسترده ات مرا فرانگیرد،

اگر مرا از درگاهت برانى ، پس به درگاه چه کسى روى کنم؟

اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى ، چونان مالکى هستى که لطف و بخششى را آغاز کرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى که لغزش بنده اش را نادیده انگاشته و به او رحم کرده است.

در این حالت نمى دانم کدام نعمتت را شکرگزارم؟

... آیا آن هنگام که به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشته هایم را بر من مى بخشایى ؟

... یا آن گاه که با آغاز کردن کرم و احسان بر عفو و بخششت مى افزایى ؟

مناجات با خدا

پروردگارا!

خواسته ام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است که...

گناهان گذشته ام را بیامرزى ،

و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى ،

و پدر و مادرم را که دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاکها خفته اند، ببخشى .

...تنهایى شان را با انوار احسانت از بین ببر،

و وحشتشان را با نشانه هاى بخششت به انس بدل کن،

و به نیکوکارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش،

و به گناهکارشان مغفرت و رحمت عطا کن،

... تا به لطف و مرحمتت ازخطرات قیامت درامان باشند،

به رحمتت در بهشت ساکنشان گردان،

و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار کن،

تا مشمول شادمانى گذشته وآینده شویم.

 

آقایم!

اگر در کارهایم چیزى سراغ دارى که مقامشان را بالا مى برد و بر اکرامشان مى افزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده،

و مرا در رحمت با آنان شریک کن،

و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان که مرا در کودکى تربیت کردند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی امام رضا(ع)

امام زمان مهدی (عجل الله فرجه) - قائم آل محمد - روانشناسی اسلامی - یا اباصالح المهدی - کنکور دانشگاه مهدی - مذهبی و معنوی - فلسفه و عرفان لاهوتیان - انتظار فرج و ظهور - نماز قرآن سنت - فرهنگی اجتماعی - عشق و محبت - سلام و صلوات - اخلاقی و سخنرانی - حدیث حکایت روایت - کتاب علم فن آوری - مقاله پیام نامه بیانیه - آموزشی تحقیقاتی - عدالت انسانیت مسلمانیت - مشاوره عمومی نظرات - صبر و خویشتن دارى - زندگی و خانواده - شجاعت و شهامت - مسئله پاسخ سوال جواب - دعا مناجات دلنوشته

برچسب ها :
شهیدی که امام زمان(عجل الله) را دید

در اینجا متن وصیت نامه شهیدی را خواهید خواند که اعلام می دارد موفق به دیدار حضرت صاحب الزمان (عج) شده است .

شهید مهندس «مصطفی ابراهیمی مجد»، فرزند احمد در سال 29/7/1333 در تهران دیده به جهان گشود. وی در سال 26/6/ 1360در منطقه عملیاتی دارخوین به شهادت رسید. پیکر مطهر این شهید در گلزار شهدای بهشت زهرا ( س ) تهران در قطعه 24 ردیف 95 شماره 24 به خاک سپرده شده و روزانه توجه زائران بسیاری را از اقصی نقاط کشور و حتی دنیا به زیارت مزارش جلب می نماید .



بسم الله الرحمن الرحیم

استغفرالله

من مصطفی ابراهیمی مجد ،دعای فوق را که در زیارت حضرت صاحب الامر آمده تا به انتها جزو اعتقاد خود دانسته و این زیارت را به این جهت بیشتر متذکر شدم چون در انتهای دعا امام عصر(عج) را شاهد و گواه بر شهادتین خود می گیرم و از شما می خواهم که دعای فوق را خوانده و در آنجا من شهادتین را به طور کامل پذیرفته ام و علت ذکر نکردن فقط به خاطر طولانی شدن وصیت نامه است.

اُشهِدُکَ یا مَولای أنّی اَشهَدُ أن لا إلهَ إلاّ الله وَحدَهُ لا شَریکَ لَهَ وَ اَشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه لا حَبیبَ إلاّ هُوَ وَ أهلُه وَ اُشهِدُکَ یا مَولای اَنَّ علیّاً أمیرَ‌المُؤمِنینَ حُجَّتُه وَ الْحَسَن حُجَّتُه وَ الْحُسینَ حُجَّتُه وَ عَلیَّ بنَ الْحُسینِ حُجَّتُه وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍّ حُجَّتُه وَ جَعفَر بنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُه وَ موسَی بنَ جَعفَرٍ حُجَّتُه وَ عَلیَّ بنَ موسی حُجَّتُه وَ مُحَمَّدَ بنَ عَلیٍّ حُجَّتُه وَ اَشهَدُ اَنَّکَ حُجَّةُ الله أنتُم الاوَّلُ وَ الاخِِر. الی آخر... و سپس سلام بر نائب الامام الخمینی بزرگ و سلام بر شما همه بندگان پاکباز خدا و سلام بر شما شهیدان راستین اسلام.

برادران و خواهران در این زمان ، رحمت خدا به تمامی بر ما نازل گشته و در این روزها خداوند بزرگترین لطف را بر ملت ما کرده است و اسباب لقاء خود را برای ما فراهم ساخته است . مبادا که غافل باشید .

خدایا تو را شکر می کنم که عشق حضرت مهدی (عج) را در دل من جای دادی و خدایا تو را شکر می کنم که مرا به زیور ایمان آراستی و قبل از هر چیز لازم است از آنان که واسطه کسب معارف الهی من بوده اند از خدا برای این بزرگواران طلب اجر و علو مقام کنم و اینان بودند که قلب مرا روشن ساختند تا توانستم کلام پاک و گوهر بار امام امت ،خمینی بزرگ را با تمام وجود دریابم که چه بسا دیگران را در درک کلام او عاجز می دانم خدایا این بزرگوار را برای مردم شیعه نگهدار باش.

اینجا خانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش آرام گرفته است

بگذارید بعد از مرگم بدانند که همانطور که اساتید بزرگمان می گفتند: نوکر محال است صاحبش را نبیند من نیز صاحبم را، محبوبم را دیدار کردم اما افسوس که تا این لحظه که این وصیت را می نویسم دیدار مجدد او نصیبم نگشت. بدانید که امام زمانمان حی و حاضر است و او پشتیبان همه شیعیان می باشد از یاد او غافل نگردید دیگر در این مورد گریه مجالم نمی دهد بیشتر بنویسم و تا این زمان دیدار او را برای هیچ کس نگفته ام مبادا که ریا شود و فقط که دیگر می گویم که از آن دیدار به بعد چون دیگر تا این لحظه او را ندیده ام تمام جگرم سوخته است ، و اکنون به جبهه می روم تا پیروزی اسلام را نزدیک سازم و راه را جهت ظهور آن حضرتش باز سازم و امیدوارم که حکومت آن حضرت را در زمان حیاتم ببینم (و ان حال بینی و بینه الموت) و خدایا اگر مرگ بین من و او حائل شد مرا از قبر خارج ساز هنگامیکه ظهور آن حضرت انجام گرفت در حالیکه کفن بر تن دارم و...(دعا را در ابتدا نوشته ام ).


بر روی سنگ مزار شهید نوشته شده است : اینجا خانه شهیدی است که به انتظار قیام مولایش آرام گرفته است .


باری برادران می روم برای پیروزی و اگر در این راه شهادت بال هایش را گشود و مرا همراه خود به پرواز در آورد چه خوب و نیکوست. و مادر با تو می گویم مادر: از اینکه فرزندی را به پیشگاه خدا تقدیم داشتی رنجور و غمین مباش بلکه شاد و سراپا سرور باش مادر تو بر گردن من حق هایی داشتی و نیز تو پدر متأسفم از اینکه حقوق شما را آن چنانکه خدا بر من قرار داده بود نتوانستم انجام دهم مرا ببخشید و از خدا بر من طلب عفو کنید و نیز بخواهید که هر کس که بر گردن من حقی داشته که نتوانستم ادا کنم مرا ببخشد و اما مادر بر گردن تو حقی را می گذارم و آن این است که اگر من شهید شدم که خود را لایق شهادت نمی دانم بلکه باید بگویم مرگ یا اجلی به سراغ من آمد مادر چون تو روزی آرزو داشتی که من ازدواج کنم و امر خدایی را انجام دهم ولی تا کنون اینطور نشده بعد از مرگم به جای آنکه گریه و زاری کنی کارت عروسی تهیه کن در یک طرف اسم و در یک طرف دیگر نام شهادت را بنویس و مانند دیگر کارتهای عروسی و کاملاً شبیه به آنها با کلمات سرور و شادی زینت بده و برای آشنایان و دوستان بفرست و آنها در جشن این موهبت الهی که نصیب من و تو شده دعوت کن و با شیرینی و شربت از آنها پذیرایی کن.

مادر اشک را بر چشم تو هیچ کس نباید ببیند زیرا هر قطره اشک ما چون دشمن اسلام را شادان می کند پس گریستن در این مورد امری است ناشایست. مادرم از اینکه شیر پاکت را حلالم کردی متشکرم و از اینکه چنین فرزندی داشتی سر افراز باش و لباس سرور به تن کن.

شما برادران و خواهرانم: فرزندانتان را به عشق مهدی (عج) آشنا سازید و آنان را برای جهاد در راه آن حضرت همیشه آماده نگهدارید. والسلام

امام زمان مهدی (عجل الله فرجه)  قائم آل محمد - یا اباصالح المهدی - روانشناسی اسلامی - کنکور دانشگاه مهدی - مذهبی و معنوی - فلسفه و عرفان لاهوتیان - انتظار فرج و ظهور - نماز قرآن سنت - فرهنگی اجتماعی - عشق و محبت - سلام و صلوات - حدیث حکایت روایت - مقاله پیام نامه بیانیه - عدالت انسانیت مسلمانیت - صبر و خویشتن دارى - مشاوره عمومی نظرات - شجاعت و شهامت - ادب هنر طنز - دعا مناجات دلنوشته - جبهه جنگ ایثار شهادت

برچسب ها :
چهل حدیث ازدواج

. تاثیر ازدواج

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

کسى که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

مستدرک الوسائل، ج 14، ص 154.

2. ازدواج در هنگام تنگدستى

قال الامام الصادق علیه السلام:

من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل - یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (2)

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت‏ به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند مى‏فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بى نیازشان مى‏کند.

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائى‏اش ازدواج نماید، در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وى به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را براى او جمع مى‏کند.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

3. ازدواج رحمت است

قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم:

یفتح ابواب السماء بالرحمة فى اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فى وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبة، و عند النکاح.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده مى‏شود:

1- موقع بارش باران.

2- زمانى که فرزند به چهره پدر و مادرش مى‏نگرد.

3- هنگام گشوده شدن در کعبه.

4- هنگام برپایى مراسم عقد و عروسى.

بحار الانوار، ج 103، ص 221

4. آفات بى همسرى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

اکثر اهل النار العزاب.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

بیشترین اهل جهنم انسانهاى بى همسرهستند.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

5. تلاش در ازدواج بى همسران

عن الصادق علیه السلام قال:

من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسى که مجردى را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانى است که در قیامت‏ خداوند به آنان نظر لطف مى‏کند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 45

6. در سایه عرش

قال موسى بن جعفر علیه السلام:

ثلاثة یستظلون یظل عرش الله یوم القیامة، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

سه دسته در روز قیامت، روزى که سایه و پناهى جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:

1- مردى که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.

2- مردى که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)

3- کسى که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 46

7. منظور نظر حق

قال الامام الصادق علیه السلام:

اربعة ینظر الله الیهم یوم القیامة:

من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمة او زوج عزبا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:

1-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.

2- کسى که غم از دلى برگیرد.

3- کسى که برده‏اى را آزاد کند.

4- کسى که بى همسران را به ازدواج درآورد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 46

8. بهترین وساطت

قال امیرالمؤمنین على علیه السلام:

افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فى نکاح یجمع الله بینهما.

حضرت على علیه السلام فرمود:

از بهترین شفاعتها، شفاعت‏ بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.

تهذیب، ج 7، ص 405، وسائل الشیعه، ج 20، ص 45

9. ازدواج با دینداران

عن النبی صلى الله علیه و آله و سلم قال:

من تزوج امراة لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها راى فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.

از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است:

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائى‏اش ازدواج نماید، در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وى به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را براى او جمع مى‏کند.

وسائل الشیعه، ج 14، ص 31

10. دیدار قبل از وصلت

عن الصادق علیه السلام قال:

لا باس بان ینظر الرجل الى المراة اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الى خلفها و الى وجهها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مانعى ندارد که مرد قامت و صورت زنى را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 88

11. دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج

عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام‏عن الرجل یرید ان یتزوج المراة، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلى الثمن.

محمد بن مسلم مى‏گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم:

مردى که مى‏خواهد با زنى ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟

امام علیه السلام فرمود: آرى، چون در برابر آن بهاى سنگینى مى‏پردازد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 88

12. سؤال از اوصاف

قال على علیه السلام:

اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین.

حضرت على علیه السلام فرمود:

هر وقت ‏یکى از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موى سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگى رخسار او مى‏پرسد. چون که موى زن یکى از دو زیبایى (مو و صورت) اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254

13. خواستگار مذهبى و خوش اخلاق

قال الامام الرضا علیه السلام:

اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و...

امام رضا علیه السلام فرمود:

هنگامى که مردى از شما خواستگارى کرد که از دین و اخلاق او راضى بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت‏باز دارد و...

میزان الحکمة، ج 4، ص 280

14. داماد هم شان

قال النبی صلى الله علیه و آله و سلم:

اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

وقتى که اشخاص هم شان به خواستگارى دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.

نهج الفصاحه، ص 37، ح 193

15. عروس شایسته

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

ما استفاد امرء فائدة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فى نفسها و ماله.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم‏فرمود:

پس از اسلام، هیچ نعمتى براى مرد بهتر از زن مسلمانى نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 255

پنجم: انتخاب سرنوشت

16. دقت در انتخاب

قال الامام الصادق علیه السلام:

انما المراة قلادة فانظر ما تتقلد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

زن همانا گردنبندى است، نیک بنگر که چه گردنبندى را به گردنت آویزان مى‏کنى.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 33

17. وصلت نکردن با خانواده ناشایست

عن النبى صلى الله علیه و آله و سلم قال:

ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراة الحسناء فى منبت السوء.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

بپرهیزید از سبزه‏هایى که در مزبله مى‏روید. عرض شد: یا رسول الله! سبزه‏هایى که در مزبله مى‏روید چیست؟ حضرت صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: زن زیبایى که در خانواده پست و ناشایست ‏پرورش یافته باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 256، مکارم الاخلاق، ص 205

18. ازدواج با دوشیزگان

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

تزوجوا الابکار فانهن اعذب افواها و ارتق ارحاما و اسرع تعلما و اثبت للمودة.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

با دختران باکره ازدواج کنید زیرا که دهان آنان شیرین و رحمشان مناسبتر است و زود چیزى را یاد مى‏گیرند و محبتشان پایدارتر است.

بحار الانوار، ج 103، ص 237

19. رضایت داماد

سئل عن الصادق علیه السلام:

انى ارید ان اتزوج امراة و ان ابوى اراد غیرها. قال: تزوج التى هویت ودع التى هوى ابواک.

کسى از امام صادق علیه السلام سؤال کرد:

من مى‏خواهم با زنى ازدواج کنم ولى پدر و مادرم مایلند با دیگرى ازدواج کنم. امام علیه السلام فرمود: با زنى که خودت مایل هستى ازدواج کن، و زنى را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کرده‏اند، رها کن.

تهذیب، الاحکام، ج 7، ص 392

20. سهولت ‏خواستگارى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

ان من یمن المراة تیسیر خطبتها.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

از نشانه‏هاى برکت زن آن است که خواستگاریش بى تکلف و آسان انجام گیرد.

کنز العمال، ج 16، ص 322، ح 44721

21. آداب خواستگارى

قال النبی صلى الله علیه و آله و سلم:

لا یخطب احدکم على خطبة اخیه.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

هیچ یک از شما زنى را که دیگرى خواستگارى مى‏کند، خواستگارى نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج 2، ص 1034، ح 56

22. خواستگار شرابخوار

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

شارب الخمر لا یزوج اذا خطب.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

شرابخوار اگر تقاضاى ازدواج کرد قبول نکنید.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 79

23. مراسم عروسى در شب

قال الامام الرضا علیه السلام:

من سنته [رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم]التزویج باللیل، لان الله تعالى جعل اللیل سکنا و النساء انما هن سکن.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مراسم عروسى در شب، سنت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 91

24. سور عروسى

قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم:

لا ولیمة الا فى خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور و ولیمه در پنج مورد است:

1- عروسى 2- تولد اولاد 3- ختنه کردن نوزاد 4- خریدن خانه 5- بازگشت از سفر مکه.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263

25. ولیمه در عروسى

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حین تزوج میمونة بنت الحارث اولم علیها و اطعم الناس الحیس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه‏» دختر «حارث‏» ولیمه داد و با غذاى معجون خرما از حاضرین پذیرایى فرمود.

فروع کافى، ج 5، ص 368.

26. طعام دادن در عروسى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

ان من سنن المرسلین الاطعام عند التزویج.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پیامبران است.

فروع کافى، ج 5،ص 367

27. برترین زنان امت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

افضل نساء امتى اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

بهترین زنان امت من زنانى هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.

من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 252

28. کمى مهریه برکت زن

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان من برکة المراة قلة مهرها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

از برکات زن کمى مهریه اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 254

29. سنگینى مهریه

قال امیرالمؤمنین على علیه السلام:

لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة.

حضرت على علیه السلام فرمود:

مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنى گردد.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 11

30. جهیزیه بى منت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

لو ان جمیع ما فى الارض من ذهب و فضة حملته المراة الى بیت زوجها ثم ضربت على راس زوجها یوما من الایام، تقول: من انت؟ انما المال مالى، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الى زوجها.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

اگر تمام چیزهایى که در روى زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آنگاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منت‏بگذارد و بگوید تو کیستى؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین مى‏رود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهى کند.

مکارم الاخلاق، باب 8، ص 202

31. مهریه چیست؟

عن ابى جعفر علیه السلام قال:

الصداق ما تراضیا علیه من قلیل او کثیر فهذا الصداق.

امام باقر علیه السلام فرمود:

مهریه همان چیزى است که طرفین بر آن توافق مى‏کنند، کم باشد یا زیاد.

فروع کافى، ج 5، ص 378

32. ندادن مهریه

عن ابى عبدالله علیه السلام قال:

من امهر مهرا ثم لا ینوى قضاءه کان بمنزلة السارق.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسى که مهریه‏اى (براى زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.

فروع کافى، ج 5، ص، 383.

33. خانه دوست داشتنى

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان الله یحب البیت الذی هو العرس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند خانه‏اى را که در آن عروسى انجام گرفته، دوست مى‏دارد.

وسائل الشیعه، ج 22، ص 7

هنگامى که مردى از شما خواستگارى کرد که از دین و اخلاق او راضى بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت‏باز دارد و...

34. بیدارى در شب عروسى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

لا سهر الا فى ثلاث: متهجد بالقرآن، او فى طلب العلم، او عروس تهدى الى زوجها.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

شب بیدارى روا نیست، مگر در سه مورد:

1-تلاوت قرآن.

2-تحصیل علم.

3-بردن عروس به خانه داماد.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 92

35. بدرقه عروس

امر النبی صلى الله علیه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرین و الانصار: ان یمضین فى صحبة فاطمة علیها السلام و ان یفرحن و یرجزن و یکبرن و یحمدن و لا یقلن ما لا یرضى الله.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسى حضرت فاطمه علیها السلام به همراه او بروند و شادى کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبیر و حمد بگویند. و از گفتن حرفهایى که خدا بدان راضى نیست، بپرهیزند.

مستدرک الوسائل، ج 14، ص 198

36. زفاف و مهمانى

عن الصادق علیه السلام قال:

زفوا عرائسکم لیلا و اطعموا ضحى.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مراسم عروسى را در شب و مهمانى را در روز انجام دهید.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 262

37. دعاى شب زفاف

قال الصادق علیه السلام:

اذا دخلت علیک اهلک فخذ بناصیتها و استقبل بها القبلة و قل: اللهم... فان قضیت لى منها ولدا فاجعله مبارکا سویا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چون همسرت به خانه تو آمد، دست‏بر پیشانیش بگذار، و رو به قبله‏اش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!... اگر از این همسرم، فرزندى براى من تقدیر نمایى، فرزند مبارک و سالم عنایت فرماى.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 263

38. هفته عروسى

سئل عن ابى عبدالله علیه السلام فى الرجل یتزوج البکر، قال:

یقیم عندها سبعة ایام.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد در مورد مردى که با دختر باکره‏اى ازدواج مى‏کند، امام علیه السلام فرمود:

شوهر یک هفته در پیش او باشد.

وسائل الشیعه، ج 21، ص 339

دهم: زن و شوهر خوشبخت

39. آب دادن زن به شوهر

قال الامام الکاظم علیه السلام:

ما من امراة تسقى زوجها شربة من ماء الا کان خیرا لها من عبادة سنة.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

هر زنى که به شوهرش قدرى آب آشامیدنى بدهد، پاداش آن از عبادت یک ساله بالاتر است.

وسائل الشیعه، ج 20، ص 172

40. محبت ‏به زن

قال الامام الصادق علیه السلام:

العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فى الایمان فضلا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر چه محبت مرد بر زن بیشتر گردد، بر فضیلت ایمانش افزوده مى‏شود.

من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 251

پى‏نوشت‏ها:

1) زیارت جامعه کبیره.

2) سوره نور، آیه 32.

روانشناسی اسلامی - مذهبی و معنوی - نماز قرآن سنت - فرهنگی اجتماعی - عشق و محبت - آموزشی تحقیقاتی - زندگی و خانواده - عدالت انسانیت مسلمانیت - مشاوره عمومی نظرات - اطلاعات و اخبار - پزشکی بهداشتی سلامت

برچسب ها :
سدی مقابل آتش جهنم فضیلت قرائت قرآن و آثار بی نظیرش

کنکور دانشگاه مهدی - روانشناسی اسلامی - مذهبی و معنوی - فلسفه و عرفان لاهوتیان - نماز قرآن سنت - فرهنگی اجتماعی - زندگی و خانواده - دعا مناجات دلنوشته

در رابطه با قرائت قرآن و آثار بی نظیرش بارها خوانده ایم و شنیده ایم و در مقام نصیحت به دیگران توصیه کرده ایم اما هنگام عمل کمتر نمودی از آن در زندگیمان میبینیم اما بهتر است این نصیحت ها را که از پیامبر وائمه اطهار نقل شده اند بشنویم و آویزه گوشمان کنیم و همین جا به خود قول بدهیم که عملیشان کنیم باشد که زندگیمان با نور قرآن نورانی گردد و در این ظلمات و سر درگمی ها و شبهات عمر به بیراهه نپیماییم .!

رسول اکرم (ص) در فضیلت قرائت قرآن در منزل فرموده‌اند: خانه‌های خود را به تلاوت قرآن روشن کنید و آنها را گورستان نکنید. چنانچه یهود و نصاری کردند، در کلیساها و عبادتگاه‌های خود نماز کنند، ولی خانه‌های خویش را معطل گذارند زیرا که هر گاه در خانه تلاوت قرآن بسیار شد، خیر و برکتش زیاد شود و اهل آن به وسعت رسند و آن خانه برای اهل آسمان درخشندگی دارد چنانچه ستارگان آسمان برای اهل زمین می‌درخشند.»[1]

امام صادق ـ علیه السّلام ـ نیز فرمودند: «خانه‌ای که در آن شخص مسلمانی قرآن می‌خواند، اهل آسمان آن خانه را بنگرند چنانچه اهل دنیا ستاره درخشان را در آسمان بنگرند.»نیز فرموده‌اند:

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: خانه‌ای که در آن قرآن خوانده شود و ذکر خدای ـ عزّوجلّ ـ در آن بشود، برکتش بسیار شود و فرشتگان در آن بیایند و شیاطین از آن دور شوند و برای اهل آسمان می‌درخشند چنانچه ستارگان برای اهل زمین می‌درخشند و خانه‌ای که در آن قرآن خوانده نشود، و ذکر خدای ـ عزّوجلّ ـ در آن نشود، برکتش کم شود و فرشتگان از آن دور شوند و شیاطین در آن حاضر گردند.»[2]

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «هر که قرآن را از روی آن بخواند از دیدگان خود بهره‌مند شود سبب سبک شدن عذاب پدر و مادرش گردد اگر چه آنها کافر باشند. هر آینه من خوش دارم در خانه قرآنی باشد که خدای ـ عزّوجلّ ـ به آن سبب شیطان‌ها را از آن خانه دور کند. سه چیز است که به درگاه خدای ـ عزّوجلّ ـ شکایت کند، مسجد ویرانی که اهلش در آن نماز نخوانند و دانشمند و عالمی که میان نادان‌ها و جاهلان باشد و قرآنی که گرد به آن نشسته و کسی آن را نخواند.»[3]

از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ منقول است که: «به امت من کمتر از سه چیز داده نشده: زیبایی، آواز خوش و حافظه. از جمله زیباترین زیبایی‌ها موی زیبا و نغمه آواز خوش است. هر چیزی زینتی دارد و زینت قرآن آواز خوش است.»[4]

از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده است که: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: مرد عجمی (غیر عرب) از امت من قرآن را عجمی می‌خواند (یعنی مراعات تجوید و محسنات قرائت را نمی‌کند یا اعراب آن را غلط می‌خواند) و فرشتگان آن را به عربی صحیح بالا می‌برند.»[5]

پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «اگر می‌خواهید با خدا سخن بگویید پس قرآن بخوانید.»[6]

همچنین آن بزرگوار فرموده‌اند: «قلب‌ها نیز مانند آهن زنگار می‌گیرد. سؤال شد با چه چیزی زنگار را باید زدود؟ فرمود: خواندن قرآن.»[7]

حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «ظاهر قرآن دلنواز و مسرت‌خیز و باطنش عمیق است.»[8]
خواننده قرآن مانند کسی است که همه کتب و صحایف الهی را که بر انبیاء نازل شده است خوانده باشد. بهترین اعمال، خواندن قرآن کریم است.

و رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در فضیلت قرائت قرآن چنین فرموده است: «قرآن بخوانید، زیرا خواندن آن گناهان را می‌شوید و سدی در برابر آتش می‌گردد و مانع عذاب می‌شود. از خواندن قرآن غفلت نکن، زیرا لب را زنده می‌کند و از گناه، تو را باز می‌دارد. کسی که قرآن می‌خواند در درجات نبوت قرار گرفته غیر از آن‌که، به او وحی نمی‌شود.»[9]

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در پاداش خواندن قرآن مجید، مطالب زیر را مطرح نموده‌اند: «بهترین شما آن کسی است که قرآن را فراگیرد و به دیگران هم بیاموزد. بهترین عبادات، خواندن قرآن است. و شریف‌ترین کسان از امت من کسی است که حامل قرآن باشد و اصحاب شب بیداری و قرائت قرآن در نمیه دوم شب. هیچ پدری نیست که فرزند خود را قرآن بیاموزد مگر این‌که خدای بزرگ روز قیامت، تاج کرامت بر سر پدر و مادر او گذارد و لباس بر آنان بپوشاند. لباسی که در دنیا، مردم مثلش را ندیده باشند. هر کس به قرآن خواندن مشغول و به یاد من باشد، هر چه سؤال کند، بهترین آن چه به سائلین اعطاء می‌شود به او عطا خواهد شد. برای شیطان هیچ چیز شدیدتر از قرائت قرآن نیست که قاری قرآن و ناظر به کلام خدا که از روی قرآن قرائت نماید، شیطان از او فرار می‌نماید.»[10]

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به سلمان سفارشی نمود: «سلمان به خواندن هر آیه از قرآن، خداوند ثواب صد شهید می فرمود و به خواندن هر سوره ثواب پیغمبر مرسلی که تبلیغ رسالت کرده باشد و به قاریان قرآن، رحمت خود را نازل و متوجه می‌سازد. فرشتگان ملاء اعلا برای خوانندگان قرآن طلب آمرزش می‌کنند و بهشت، مشتاق لقای آنان است و خدای عالم که قرآن کلام و سخن اوست از قاریان کتاب راضی و خشنود می‌گردد مؤمن وقتی قرآن بخواند، خداوند به او نظر محبت و مودّت می‌فرماید و به تعداد هر آیه که بخواند هزار حوریه برای او می‌آفریند و به شماره حروف قرآن، نوری خلق می‌کند که در صراط او را راهنمایی نماید و چون مؤمن قرآن را ختم کند، خداوند ثواب سیصد و سیزده پیغمبر به او عنایت می فرماید که هر پیغمبر، احکام الهی را به مردم عصر خود رسانده باشند و این همان محتوای قرآن است. خواننده قرآن مانند کسی است که همه کتب و صحایف الهی را که بر انبیاء نازل شده است خوانده باشد. بهترین اعمال، خواندن قرآن کریم است.

خداوند به پاداش هر سوره که قرائت کند یک شهر در بهشت فردوس به او عنایت فرماید و هر شهری از درّ خضراء سبز رنگ است و در هر مدینه هزار خانه است و در هر خانه هزار حجره است و در هر حجره هزار خانه از نور بنا شده و در هر بیتی صد هزار در ورودی دارد و در هر بابی هزار در رحمت است و بر هر بابی صدهزار دربان است که به دست دربانی هدیه‌ای رنگارنگ است و بر سر هر یک از آنان عمامه‌ای از استبرق است که بهتر از دنیا و آنچه در آن است؛ می‌باشد و در هر خانه صدهزار دکان است و هر دکان از عنبر ساخته شده و فاصله هر دکانی به فاصله شرق تا غرب عالم دنیاست و بالای هر دکانی صدهزار سریر نصب شده و در هر سریری صدهزار فراش است و فاصله هر فراشی تا فراش دیگر صدهزار زراع است و بالای هر فراشی حلقه‌های حورالعین صف دایره‌ای بسته‌اند و به دست هر فرشته و حورالعین هدیه‌ای است و لباس آنان حُلّه‌ای است که ساق های آنان از آن نمایان است و بر سر آنان تاجی از عنبر مکلل به در و یاقوت است و بر هر تاجی شصت هزار رشته از مشک و غالیه در آن تعبیه شده و در گوش هر یک از آنان، گوشواره‌ها و گردن بندهاست که هزار رشته دارد از طلا و جواهر و در سر هر یک از آنان هزار رنگ جواهر است که هیچ یک شبیه به دیگری نیست و بین هر یک حوریه و بین هر حوریه هزار خادم است که به دست هر خادمی هزار کاسه طلایی از شراب بهشتی و هزار مائده، در هر مائده هزار کاسه غذای ملوّن و مکیّف و هزار ظرف شراب که هیچ یک به دیگری شبیه نیست و هر یک از مواد غذایی و شرابی، لذتی دارد که در هیچ یک دیگر چنان لذّتی نیست و در هر یک لقمه و شرعه صد هزار لذت است که ولیّ خدا در می‌یابد و این همه مخصوص صاحبان و قاریان قرآن است.»[11]



منبع : منبع : سایت اطلاع رسانی آیت الله میرزا جواد تبریزی ره

تنظیم :محمدی_گروه دین و اندیشه تبیان

پی نوشت ها :


[1] . اصول کافی، ص 414 ـ 424

[2] . همان.

[3] . همان.

[4] . همان.

[5] . همان.

[6] . کنزالعرفان، حدیث 2258.

[7] . کنزالعرفان، حدیثهای 2241، 32، 40، 2441، 2347.

[8] . غررالحکم، ص 240، فصل نهم.

[9] . کنزالعرفان، حدیثهای 2241، 32، 40، 2441، 2347.

[10] . وسائل‌الشیعه، ـ عزّوجلّ ـ 4، ص 835 ـ 825.

[11] . جامع الاخبار، ص 113، حدیث 197/1.

برچسب ها :
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 593584
تعداد نوشته ها : 273
تعداد نظرات : 14
پخش زنده
X